طراحی نشانه . نشانه های تجاری . طراحی نشانه های تجاری
طراحی نشانه و نشانه های تجاری
نشانه یک شخصیت مستقل و منحصر به فرد است که با طراحی دیدگاهی نو آور، به کالا و خدمات شما کیفییت و ارزش مستقل و تاثیر گذاری ماندگار می بخشد. نشانه ، آرم و علامت تجاري با طراحي متفاوت و نوین به معرفی محصولات و خدمات شما سرعت چشمگیری می بخشند. طراحی نشانه . طراحی نشانه های هنری . آرم تجاری شرکت ها. طراحی لگو گرافیکی . . .
نشانه از هویت و خصوصیات منحصربه فردی برخوردار است که مجزا از کمپانی و نام کالاست. نشانه چیزی فراتر از نامها ، و شعارهاست." هر نام نشانه یک اسم خاص است که این اسم میتواند برگرفته از نام اجتماع، شهر، گروه و یا یک فرد باشد، حتی نام شما نیز میتواند یک نام نشانه باشد. در واقع یک نشانه باید به اندازهای در ذهنها نقش ببندد که با شنیدن نام آن کالا یا سرویس، سریعاً برای ما تداعی شود. امروزه مدیران شرکتها درک کردهاند که مارک یا نشانه شرکت آنها تنها یک مفهوم مطلق و خشک و خالی نیست بلکه یک دارایی و ثروت اندیشمند برای شرکت بهشمار میرود. نشانه تجاری جهانی عموماً هویت معیارها و جایگاه مشابهی در سراسر جهان دارند، حتی اگر راهبردهای تولید و ارتباطات با تفاوتهای جزئی فرهنگها تطابق داده شود. مارک تجاری جهانی به مصرف کنندگان هویت و جایگاه مشابهی را درسراسر جهان ارائه میکند در حالی که نشانه تجاری بینالمللی موقعیت یا هویت نشانه های تجاری خود راجهت متناسب شدن با مخاطبان مختلف تغییر میدهد. مانند مک دونالد که یک نشانه تجاری بین المللی است، چون لیست غذایی آن با توجه به فرهنگ هر کشور تغییر میکند. اما کوکاکولا یک نشانه تجاری جهانی است که در همه جا آن مجصول را با همان کیفیت ارائه میدهد.
امروزه با ظهور پدیدۀ دهکدۀ جهانی، سازمانها میبایست با بکارگیری استراتژیهای نوین، کسب و کار خود از دنیای واقعی به دنیای مجازی انتقال دهند از جمله نشانه تجاری خودرا. یک نشانه تجاری، وجه تمایز محصولات و خدمات شرکت از سایر رقباست. امروزه نشانه های تجاری به سمبلهای سرمایهداری بینالمللی تبدیل شدهاند و ارزیابی شرکتها از سوی مشتریان را امکانپذیر میکنند به گونهای که اغلب مشتریان، حتی حاضرند برای یک نشانه تجاری قدرتمند بهای بیشتری بپردازند چرا که مارکهای تجاری روش جدیدی از زندگی را به نمایش میگذارند و مجموعهای از ایدههای نو را عرضه میکنند. برای اینکه شرکتها از طریق نشانه تجاری خود بتوانند به ایجاد و حفظ اعتماد مشتری بپردازند، نیازمند تبلیغات پرهزینه و بازایابی خوب و قدرتمند هستند. تبلیغات نامناسب،افت ناچیز در کیفیت محصولات، میتواند باعث گریز آن مشتری از بازار مصرف آن مارک تجاری شود. شرکتها به کمک نشانه تجاری قدرتمند میتوانند خود را ازنظر راهبردی برای آینده تثبیت کرده و با رقبای بالقوهای که بازارهای جهانی را تحت کنترل دارند بهطور مؤثر رقابت کنند. بنابراین میتوان گفت که شرکتها باید برای کسب اعتبار جهانی، ورود به بازارهای جدید،رشد درازمدت،کاهش هزینه و افزایش تولید، اقدام به ایجاد، تثبیت و مدیریت نشانه تجاری خود کنند.
مشتریان اغلب به نشانه شرکتها توجه زیادی نشان میدهند، زیرا این علامتها بر "ارزش" محصولات و خدمات میافزایند. گاه این "ارزش" به مهمترین عامل تحریک کننده مشتریان برای خرید و استفاده از محصولات و خدمات ، تبدیل میشود.
این جا است که نشانه تجاری و یا آرم معنایی گنگ مییابد. قبل از هر چیز این "ارزش" دقیقا به چه معنا است؟
ارتباط نوع محصول و نام شرکت و ارزش مطروحه نیز بسیار با اهمیت است. حرفهایهای بازاريابی، همه این موارد را تبلیغات مینامند.مشتریان عاشق تبلیغات هستند، بنابراین نشانه ها را نیز دوست دارند. خبرگان در امر بازاریابی، انتخاب یک نشانه یکدست و کامل را کلید همه مشکلات بازاریابی میدانند.
حال، راز طراحی موفق یک نشانه چیست؟
قبل از پاسخ به این سؤال، بیایید سه رویکرد رایج بسیاری از بازاریابان را در توسعه و طراحی نشانه، با کمک گرفتن از انس های تبلیغاتی مشاورین و مؤسسات طراحی نشانه را، بررسی کنیم.
البته این نظریات اغلب پایه واساس درستی ندارند و از نظر ما این افراد تاکنون نتوانسته اند نشانه تجاری موفقی طراحی کنند. به هر حال این سه رویکرد عبارتند از:
1- دکوراسیون
2- الحاق
3- Golem
در روش اول این طور به نظر می رسد که تمایز، عاملی برای جلوه بیش تر است. متخصصین با اشاره به نامها و نشانههای طراحی شده اظهار می کنند: "ما آرمهایی متمایز از رقیبان خود، طراحی می کنیم، به این ترتیب مشتریان، ما را از بقیه تمیز میدهند."
این روش، رویکردی کاملا ابتدایی است و برای افزایش اعتبار باید آن را با عواملی از دو رویکرد دیگر تلفیق کرد.
روش"الحاق"، ارزشهای مربوط به آرم و سایر مفاهیم مورد نظر را به اسم، نشانه و همچنین موضوعات مربوط به رویکرد قبلی اضافه می کند. روند منطقی این جریان به این طریق پیش می رود:
مشتری، نشانه و "ارزش" های افزوده به آن را که به شکلی زیبا تصویر شده، در پیغام های الکترونیکی دیده، بلافاصله احساس می کند که این نشانه نیازهای او را برآورده میکند. طرفداران طراحی نشانه های احساساتی ادعا میکنند، آن ها نیز تقریبا از این روش استفاده می کنند. (مثلا آنها در تبلیغات، احساسات را برانگیخته و آن را تحریک می کنند).
در رویکرد سوم، بازاریابان، سعی می کنند، تبلیغات شان با هویت انسانی و شخصیت پردازی همراه باشد. به این ترتیب مشتری با نشانه ارتباط برقرار میکند.
به عقیده نویسنده، این سه نگرش، شرکت ها را به بیراهه کشانده، موجب شده پتانسیل و نیروی لازم برای طراحی نشانه را ندیده بگیرند.
اما رویکرد دیگری هم وجود دارد، که به نظر ما سودمندترین روش است. کارآمدی این روش را تحقیقات و نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کردهاند.
منطق توسعه طراحی نشانه با "ارزش" افزوده، به نحو شگفتانگیزی مشابه منطق توسعه تولیدات است. در هر دو مورد، ابزار یا وسیله ای تولید میشود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتیاجات مشتری، دانستن نوع این احتیاجات اهمیت زیادی دارد. از دید ما، تصمیم مصرف کننده برای خوشحال بودن، استراحت، سرگرمی، تقویت اعتماد به نفس، خیال پردازی یا هر مورد روحی دیگر؛ همان "احتیاجات" او را تشکیل میدهند.
مصرفکنندگان، هنگام دست یابی به اهداف و امتیازات تجربی، احساسی، روانی و اجتماعی درست مانند تلاش برای دستیابی به اهداف حقیقی و ملموس، مصمم و هدفمند هستند. نشانه های تجاری توأم با "ارزش" های افزوده، ابزاری برای کمک به مصرفکنندگان در دستیابی به این اهداف هستند. این ابزار، عوامل کمکی و به زبان دیگر، عوامل کمکی اجتماعی هستند.
در حقیقت یک نشانه بدون یک سناریوی متقاعدکننده برای افراد، نشانه نیست. این علامت ممکن است به نشانه، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ویژگیهای تصویری شناخته شدهای داشته باشد و حتی از روش های تبلیغاتی نیز استفاده کند، اما مصرفکنندگان به این محصول بیاعتنا می باشند.
تمام روش های نوین و موفق در امر تولید محصولات و ارايه خدمات، در مورد طراحی نشانه نیز چاره ساز است، شرط لازم و کافی برای موفقیت، فراهمکردن چیزی برای مشتری است که به آن نیاز دارد ولی نمی تواند خیلی سریع به آن دست پیدا کند...به این دلیل که تهیه آن برای مشتری کاری دشوار، پیچیده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.
مطابق این رویکرد، نشانه شرکت ها مسائلي با هویت انسانی نیستند و همچنین خارج از فکر مشتری هویت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همین سادگی ؛ ابزارهایی برای دست یابی به هدف نهایی.
احساسات را نمی توان به نشانه های تجاری تزریق کرد؛ بلکه اگر به عنوان یک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر میانگیزند. احساسات مثبت، نتایج مستقیم این انتظارات هستند. سمبول های مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو...) بر خلاف انتظار تأثیر زیادی ندارند؛ آن ها در حقیقت، نشانههایی هستند که ما را برای رسیدن به هدف اصلی هدایت میکنند.
انتخاب و طراحی نشانه 10 مرحلهی مختلف دارد، یعنی 10 روش مختلف طراحی موفق یا ناکارامد برای کسب درآمد :
1. ارتباط طراحی نشانه با سود دهی مستقیم
اصل اولیه طراحی نشانه، در نظر گرفتن ارتباط نشانه با اسم و سایر نمادها با سود آشکار و محسوس است. (نتیجهای ملموس یا تجربی). این سود را یا خود محصول به تنهایی ایجاد میکند و یا اجزای تشکیلات بازاریابی. این اصل مهم را همواره به یاد داشته باشید.
نشانه های موفق با رعایت این اصل به موفقیت رسیده اند. درست است که در این مرحله خود آرم به تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما تا اندازه ای باید به آن توجه کنید.
2. طراحی متنی با تأثیر روانی
یک متن مؤثر بر احساسات، مفهوم یا اصلی سازمان یافته است، که مشتری را به یک سری عوامل نامربوط ولی تأثیرگذار (مانند تمام فعالیتهای بازاریابی یک شرکت) مرتبط می کند.
در این موارد، متن انتخاب شده، تأثیر و سود مورد نظر را تضمین میکند.
به عنوان مثال: وقتی به طور اتفاقی در قلب منهتن به اسامی دو هتل Hudson و Royalton بر می خورید، انتظار خدمات در سطوح عالی دارید. اما اگر در هتلی به اسم Boutique Hotel باشید، تجربهی متفاوتی است. کلمهی Boutique Hotel خدمات بسیار متفاوتی نسبت به سایر هتلها از این زنجیره ارايه می دهد- بعضی وقتها تفاوتهایی بین خدمات دو اتاق در یک هتل. در واقع این تاثیر روانی نامها و متن های انتخابی است که شما را وادار می کند به دنبال کشف تفاوتها باشید.
3. کسب تجربه
در این جا میخواهم از تأثیر هیپنوتیزم کنندهی طراحی نشانه صحبت کنم. شما با یک انتخاب درست، در مشتری انتظارات و آرزوهایی ایجاد میکنید، که تولیدات به تنهایی نمیتوانند از پس این کار برآیند. به عنوان مثال: اسم نوشابهی Red Bull ، در مصرف کننده این حس را به وجود میآورد که پس از نوشیدن آن، در کنار تأثیرات مثبت فیزیکی موج عظیمی از انرژی به او منتقل میشود.
4. طراحی نشانه یی که خود معرف خود باشند
در این جا از سمبولهایی استفاده میشود که برای همه شناخته شده باشند. این روش انتخاب نشانه، مصرف کننده را وا میدارد به شناخت جدیدی از خود برسد و در حقیقت به هنگام استفاده از این محصولات مکالمهای درونی با خود برقرار کند) برای این که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عین حال اینگونه آرمها عاملی براي ايجاد ارتباط بين افراد مختلف نيز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد برای استفاده از این محصول).
5. ایجاد وسیله ای برای انتقال پیام
نقش نشانه در این رویکرد، ایجاد سمبولی متفاوت و در عین حال شناخته شده است. چنین نشانه ای مصرفکننده را قادر میسازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بیان کند. شرکت بزرگ تجارت الماس De Beers با معرفی الماس به عنوان عامل ایجاد ارتباط بین افراد از الماس به عنوان عامل تحریککننده احساسات و همینطور وسیلهی ابراز احساسات مشتری استفاده کرد. در سپتامبر2003 این شرکت از ابزار جدیدی برای انتقال پیامها استفاده کرد، زنی با حلقه ی ازدواج در دست راست و به معنی استقلال و عدم نیاز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ که اغلب سمبول نیاز و وابستگی است).
6. ایجاد یک جایگاه اجتماعی/ فرهنگی
در این جا هدف، ایجاد یک جایگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتریان است. این راهنما مشتری را از آنچه که در اطرافش می گذرد، هنجارهای اجتماعی و هر چیز خوشحالکننده، آگاه میسازد. شرکت Apple با تولید کامپیوترهای شخصی (نه تنها به عنوان ابزار کار بلکه به عنوان وسیلهای برای خودشناسي وشکوفایی خلاقیت) گام بزرگی در این امر برداشته است. در واقع این نشانه، با ایجاد انقلابی فرهنگی امكان شكوفایی خلاقیت را برای عامهی مردم ایجاد کرد.
7. در نظر داشتن اهداف متعالی
شما با فعالیت خود ، زمینه را برای دستیابی افراد به اهداف بزرگ، فراهم می کنید؛ اهدافی که چه بسا افراد نمی توانند به تنهایی به آنها دست پیدا کنند. فروشگاه Body "فروش" را وسیلهای برای کمک به حفاظت از محیط زیست و یاری کردن افراد مشتاق به این کار، قرار داد.
8. زندگی در دنیای خیال
دل بستن به یک نشانه و انتخاب آن از جانب مشتری شاید به این دلیل باشد که فرد از این طریق میتواند، مانند دنیای خیال رفتار کند، یا جوری عمل کند که در واقعیت، جرأت انجام آن را ندارد یا نمی خواهد هزینه انجام آن را بپردازد.
ایجاد یک ژیمناستیک عاطفی
اغلب به جای عمل به برخی خواستههای درونی، به دلیل احترام به قوانین زندگی از آنها چشمپوشی میکنیم. برای جلوگیری از فرسودگی، ورزش میکنیم. همینطور به عنوان يك ورزش حسی، به تماشای فیلم میپردازیم که شاید چندان قانونی یا پذیرفته در قوانین زندگی ما نباشند. نشانه هایی مانند Sicily از شرکت Dolce & Gabbana اجازهی کسب چنین تجربههایی را به ما میدهند.
9. امکان خیال پردازی
درست مانند مورد آخر، این رویکرد به طراحی نشانه به مشتری کمک میکند تا واقعیات بیرون را به موضوعات تخیلی تبدیل کند.مشتریان، اغلب درباره ی قدرتطلبی، تسلط، بزرگی، موفقیت، عشق، قتل و مانند این ها خیال پردازی میکنند.آرم Timberland جوری طراحی شده بود تا مشتریان درباره ماجراجویی های شجاعانه در مقابل نیروی طبیعت به خیال پردازی بپردازند.
موارد ذکر شده در بالا، انواع مختلف"ارزش" افزوده به کالا هستند. در حقیقت، به کمک این روش ها میتوان به ایجاد ارزشهای مؤثر فکر کرد و نشانه ها ابزارهایی برای دستیابی به این هدف هستند.
این 10 رویکرد،به اعتقاد نویسنده، تفاوتهای بین نشانه های" مبتدی" و "حرفهای" را آشکار میکند.






